دیپلماسی انسان و دیپلماسی غیر انسان

مدتهاست که یک تراژدی عیارگونه به اسم جشن عاطفه ها برگذار می نمائیم و خود نمیدانیم هدفمان از طرح و اجرای چنین اعمال و رفتاری چیست.در زلزله ها و بلایای طبیعی و خانمان سوز از حسن اعتماد دیگران سوء استفاده میکنیم و کمک های انسان دوستانه اشان را در بازار سیاه به فروش میرسانیم و دست آخر خود را اشرف مخلوقات و دایه ی مهرباتر از مادر تصور نموده و بر علوم انسانی تازیانه میزنیم بی آنکه به جای شناخت انسان کمی هم در مورد علوم حیوانی و جانور شناسی تحقیق و تفحضی کرده باشیم!
یکی از دوستان در صفحه ی فیسبوکم،یک لینک ویدئو قرار داده بود که با کلیک بر روی لینک به یوتیوب منتقل شدم.آن طور که مشاهده و تصور نمودم این ویدئو مثال کامل و گویائی از یک دیپلماسی بین دوگونه از موجودات زنده ی کره ی خاکیست که نه ادعای اشراف بر جهان را دارند و نه مدعی اخلاقیات.جوجه اردکی که بنا بر حس غریزه ای که خداوند در نهادش قرار داده مقداری غذا را از روی تخته سنگی با منقارش گرفته و مانند یک مادر در دهان ماهیانی که گرداگردش قرار دارند مینهد!
ای کاش و ای کاش و هزاران ای کاش به جای ادعاهای پوچ و پوشالی و اخلاق معابانه و سیخونک زدن به دیگران و تباه کردن فرصتها،کمی هم از علوم حیوانی و جانورشناسی بهره ای برده بودیم!
موریس مترلینگ میگوید؛ روزي كه بشر كاملاً به ناداني خود پي برد، به موفقيت بزرگي دست يافته است؛ زيرا دانش در اين دنيا چيزي جز پي بردن به ناداني نيست.
باشد که تا عمرمان بر مدار هستی میگردد،به راه راست هدایت شویم...
پ.ن: پیشنهاد میکنم اگر به هر نحوی تماشای این ویدئو در وبلاگ به عللی که میدانیم و میدانند میسر نبود از لینک های زیر برای تماشا و یا دانلود استفاده کنید./.

دروغ(سیم و زر)

وقتي که سيم حکم کند، زر خدا شود
وقتي دروغ داور هر ماجرا شود
وقتي هوا، هواي تنفس، هواي زيست،
سرپوش مرگ، بر سر صدها صدا شود
وقتي در انتظار يکي پاره استخوان
هنگامه‌اي زجنبش دُم ها بپا شود
وقتي به بوي سفره‌ي همسايه، مغز و عقل
بي اختيار معده شود، اشتها شود
وقتی که سوسمار صفت پیش ِ آفتاب
يک رنگ، رنگ ها شود و رنگ ها شود. . .
وقتي که دامن شرف و نطفه گيرِ شرم
رجّاله خيز گردد و پتياره زا شود،
بگذار در بزرگي‌ ِ اين منجلاب يأس
دنياي من به کوچکي‌ انزوا شود! 
«سیمین بهبهانی»
صفحه ی ویژه سیمین بهبهانی در ویکی پدیا
اشعار سیمین بهبهانی در آوای آزاد

ملت زنده کش و مرده پرست

اگر اهرام ثلاثه ی مصر با داشتن سه هرم مثلثی در دنیا از عجایب هفت گانه ی گیتیست،ملت ایران هم با داشتن سه حرف منفصل (م ل ت) از شگفتی های روزگارست!
ملتی که از دیر باز بر مردگانش تقدس والائی مینهد و خواه آنکه چه بسا همین مرده گان را در زمان حیات با خِفت و خواری از خود رانده باشد.
ملتی که تا زنده ای راهی به افکار پرطلاطمش نداری و بسان گلیم و جاجیم مادربزرگ میمانی که بعد از مرگش میشود جزء آثار باستانی و یادبود دوران های زجر و محنت های او.
دیشب(1389/06/01) به مراسم ختم و هفتم یکی از عزیزان سفر کرده رفته بودم.از قضا یکی از مداحان اهل بیت هم به منزل عزیز سفر کرده ی  ما شرف یاب شده بود و قصد خواندن زیارت عاشورا را داشت.زیارت عاشورا که شروع شد عده ای شروع به گریه و زاری کردند و من بدون توجه به گریه زاری کسانی که حتی این آشنای ما رو بیشتر از دو بار هم ندیده بودند شروع به خوندن قرآن!
توی ساز باد مخالف بودم که یکی از کسانی که در مجلس بود،گفت؛ مگه نمیبینی که مداح داره زیارت میخونه؟ تو چرا داری قرآن میخونی؟ الان موقع خوندن قرآنه؟یعنی تو زیارت عاشورا را قبول نداری؟
سری جنباندم و با زبان بی زبانی به آن شخص فرمودم که ما یکی را لطفاً بی خیال شوید،و بگذارید با درد خود در گور خود بیارامیم!
مراسم که تمام شد،یکی از شور دعا میگفت و دیگری از این،که یارو مداحه سنگ رو هم به گریه وا میداره،و توی این میون تنها کسی که محلی از اعراب نداشت این عزیز سفر کرده ی ما بود!
بعد از مراسم که چشمم یه این طرف یاوه گو افتاد که میخواست من و به اصطلاح خفت کنه گفتم؛ توی مراسم قصد نداشتم جوابت رو بدم،اما خدائی زیارت عاشورا چه ربطی به این عزیز سفر کرده ی ما داشت؟
برو از همون کسی که الفبای دینی رو یادت داده بپرس تا فرق قرآن با زیارت عاشورا رو یادت بده چون من هر چی بگم تو از سوزش تحتانی فرضش مینمائی!
کاش به جای گریه و زاریهای عبس و بی فایده کمی برای شادی روح مرحوم سوره ای تلاوت میکردی نه این که از غم آرزوهای برآورده نشده ی خودت زار و زار گریه کنی،این عزیز سفر کرده ی ما وسیله بود در حالی که هدف خود خودت بودی!
هدف از ذکر این داستان فلاش بکی به شیوا نظر آهاری عزیز و دوست داشتنی بود.کسی که یار و یاور مظلومان و یتیمان بود و امروز بی کس و تنها در یک سلول یک متر و نیمی آهنین.
شیوا تا هست از او بگوئیم زان که رفت دیگر چه سود به نوشتن و گفتن ما مردم زنده کش و مرده پرست.
شیوا در حال ساخت سرپناه برای کودکان کار و خیابان
شیوا در حال عیادت از کودکان بی سرپرست
براستی سزای چنین خنده ای سلول یک متر و نیمیست؟
لینک به مطلب(بروز شده)