مهران مدیری در جدیدترین اثرش که قهوه تلخ نام دارد با زجه ی فراوان و ملتمسانه بیان می دارد که جان من،جان من،قهوه ی تلخ را کپی نکنید و کپی نخرید و به کسی هم کپی ندهید.در حالی که این امر در کشورهای قانون مدار با شکلی دیگر و بدون این ادبیات لورل و هاردی گونه استفاده می شود و انصافاً سالهاست کسی با این نوع قانون هیچ گونه مشکلی ندارد و جزء لاینفک قانون و فرهنگشان پذیرفته شده است.
به نظر حقیر نگارنده،کار مهران مدیری گرچه کمی خنده دار است و مخصوصاً با این چهره ی فتوژنیک حس و حال عجیبی به مخاطب القاء می کند،اما دارای پیام هائیست که برای اولین بار در عرصه ی فرهنگ و هنر این مملکت جزر و مد گونه به دیدگان نمایان می شود.
فیلم و اثری که با صرف میلیون ها تومان و صرف وقت فراوان برای عرضه آماده شده و عده ای (خود حقیر هم از آن دسته ی افرادی بودم که در به در به دنبال کپی آن چک و چانه زدم!!!) با صرف کمترین زحمت در پی تهیه ی آن.
البته خانه از پای بست ویران است،و به قول معروف در خانه ای که پدر خانه به عمل شریف دزدی در روز روشن اشتغال دارد از مردم نوعی و فرزند صغیر،دیگر چه انتظاری میتوان داشت؟
در خانه ای که پدر خانه این عمل وقیعانه را در جلوی چشمان میلیون ها نفر در تلوزیون اجراء میکند دیگر راهی برای مهران مدیری نمی ماند جز جان خود را قسم دادن که شاید بیننده به خاطر عذاب وجدان جان مهران مدیری از خیر کپی آن بگذرد!
دیشب پس از ماه ها که از یک کیلومتری تلوزیون داخلی رد هم نمی شدم،مشغول تماشای دیدار تیمهای فوتبال میلان ایتالیا و رئال مادرید اسپانیا شدم.برایم بسیار جالب بود هر دو دقیقه به صورت متناوب صحنه های گل رئال مادرید را به کرات پخش میشد،چنان بساطی برایم درست شده بود که فکر کردم یحتملاً کارگردان اسپانیائی بازی انسان خل وضعیست یا قاعدتاً طرفدار دو آتیشه ی مادریدیهاست! ناگهان متوجه شدم در هر کات تصویر ناخوداگاه تصویر آرم و لوگوی شبکه ی ورزشی الجزیره قطر بسان برق و باد از کنار تصویر تلوزیون داخلی گرگم به هوا میرود و یک لوگویی به اندازه ی سینی چای مادربزرگ حقیر نگارنده در سمت راست تصویر به چشم میخورد که اصولاً کار حضرات صدا و سیمای ماست که من را یاد شلوارهای چینی با برچسب ترک و مارکهای مشهور تولیدی البسه ی اجنبی می اندازد که برای فریب ما مردم همیشه در صحنه طراحی گردیده و برای همین آفریقائیها عقیده دارند: فریب کاری و دروغ شكوفه مي آورد، اما ميوه ندارد!
اصولاً از آنجائی که در این 28 سال زندگی دم و بازدم گونه در جنوب کشور ساکن بوده ام و به خاطر شرایط جوی و هوای شرجی،همیشه سیگنال کانالهای کشورهای عربی منطقه از کانالهای وطنی بهتر دریافت میشود،در طول عمرم حتی یک بار(به جرأت بر روی تمام مقدساتم قسم میخورم) ندیده ام تلوزیون آنها یک بازی ورزشی و فیلم سینمائی را به صورت دزدی پخش نماید و در کشور فقیهان حال که به ادعا و حدسیات شصت و سه درصد مردمش،کشور عدل علی نام دارد این عمل را به بهترین وجه ممکن انجام می شود و اصولاً کوچه ی بن بست علی چپ کاربردی بس فراوان دارد!
در این حالت چه انتظاری میتوان داشت که شکلات دزدی نگون بخت در یک قنادی با وسعت یک آلونک سه در چهار،یک دزد همه فن حریف قهار در ملک و زمینی به وسعت ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ متر مربع نگردد!
به نظر حقیر نگارنده،کار مهران مدیری گرچه کمی خنده دار است و مخصوصاً با این چهره ی فتوژنیک حس و حال عجیبی به مخاطب القاء می کند،اما دارای پیام هائیست که برای اولین بار در عرصه ی فرهنگ و هنر این مملکت جزر و مد گونه به دیدگان نمایان می شود.
فیلم و اثری که با صرف میلیون ها تومان و صرف وقت فراوان برای عرضه آماده شده و عده ای (خود حقیر هم از آن دسته ی افرادی بودم که در به در به دنبال کپی آن چک و چانه زدم!!!) با صرف کمترین زحمت در پی تهیه ی آن.
البته خانه از پای بست ویران است،و به قول معروف در خانه ای که پدر خانه به عمل شریف دزدی در روز روشن اشتغال دارد از مردم نوعی و فرزند صغیر،دیگر چه انتظاری میتوان داشت؟
در خانه ای که پدر خانه این عمل وقیعانه را در جلوی چشمان میلیون ها نفر در تلوزیون اجراء میکند دیگر راهی برای مهران مدیری نمی ماند جز جان خود را قسم دادن که شاید بیننده به خاطر عذاب وجدان جان مهران مدیری از خیر کپی آن بگذرد!
دیشب پس از ماه ها که از یک کیلومتری تلوزیون داخلی رد هم نمی شدم،مشغول تماشای دیدار تیمهای فوتبال میلان ایتالیا و رئال مادرید اسپانیا شدم.برایم بسیار جالب بود هر دو دقیقه به صورت متناوب صحنه های گل رئال مادرید را به کرات پخش میشد،چنان بساطی برایم درست شده بود که فکر کردم یحتملاً کارگردان اسپانیائی بازی انسان خل وضعیست یا قاعدتاً طرفدار دو آتیشه ی مادریدیهاست! ناگهان متوجه شدم در هر کات تصویر ناخوداگاه تصویر آرم و لوگوی شبکه ی ورزشی الجزیره قطر بسان برق و باد از کنار تصویر تلوزیون داخلی گرگم به هوا میرود و یک لوگویی به اندازه ی سینی چای مادربزرگ حقیر نگارنده در سمت راست تصویر به چشم میخورد که اصولاً کار حضرات صدا و سیمای ماست که من را یاد شلوارهای چینی با برچسب ترک و مارکهای مشهور تولیدی البسه ی اجنبی می اندازد که برای فریب ما مردم همیشه در صحنه طراحی گردیده و برای همین آفریقائیها عقیده دارند: فریب کاری و دروغ شكوفه مي آورد، اما ميوه ندارد!
اصولاً از آنجائی که در این 28 سال زندگی دم و بازدم گونه در جنوب کشور ساکن بوده ام و به خاطر شرایط جوی و هوای شرجی،همیشه سیگنال کانالهای کشورهای عربی منطقه از کانالهای وطنی بهتر دریافت میشود،در طول عمرم حتی یک بار(به جرأت بر روی تمام مقدساتم قسم میخورم) ندیده ام تلوزیون آنها یک بازی ورزشی و فیلم سینمائی را به صورت دزدی پخش نماید و در کشور فقیهان حال که به ادعا و حدسیات شصت و سه درصد مردمش،کشور عدل علی نام دارد این عمل را به بهترین وجه ممکن انجام می شود و اصولاً کوچه ی بن بست علی چپ کاربردی بس فراوان دارد!
در این حالت چه انتظاری میتوان داشت که شکلات دزدی نگون بخت در یک قنادی با وسعت یک آلونک سه در چهار،یک دزد همه فن حریف قهار در ملک و زمینی به وسعت ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ متر مربع نگردد!